سر زلف خط ناید آسان به کف
استاد خوشنویسی بنده (که عمرشان دراز باد) مغازه دارند و هرموقع که میبینمشون، یا دارند مشق میکنند، یا تمرینهای هنرجوها رو تصحیح میکنند. همیشه برام سوال بود که: چطوری میشه دائما خط نوشت؟!
خوشنویسی هنر سختیه ولی وقتی کمی توش پیش بری، درهای زیبایی به روت باز میشه. لذتی رو تجربه میکنی که در خوردن و پوشیدن و سفر و مهمانی نیست. هیچ لذتی شبیهش نیست. خطاطی مثل ورزشه. تو رو رشد میده. حتی میتونم ادعا کنم که خوشنویسی، جنبههای رواندرمانی داره. بدترین احوال و بهمریخته ترین اوضاع روحیم، با یکساعت مشق کردن آروم میشه.
خط ویژگی جالبی داره: اینکه بمرور سلیقهای در توی هنرجو شکل میگیره و دیگه باید هی تمرین کنی تا رضایت خودت جلب بشه. گاهی میدونی ایرادت چیه؛ گاهی هم هرچقدر تلاش میکنی، متوجه مشکل کارت نمیشی. اینجور وقتا مثل تشنهای هستم که لهله میزنه برای قطرهای آب.
روزهایی که نهایت تلاشم رو کردم و مشقم بهتر نشده، یعنی وقتشه که به محضر استاد برسم. یک کلمۀ استاد، یک راهنمایی او، گره کارم رو باز میکنه. نقدهای استاد که سالیانی پیش برام دردناک بود، الان مثل آب گواراست. چون مشکل کارم رو نشون میده.
الان که در دهۀ پنجم زندگی هستم، کمکم دارم میفهمم که چطور میشه دائما خط نوشت و ساعاتی که مجبوری به کارهای دیگه برسی، چرا دلتنگ قلم و کاغذ میشی. خطاطی شاید مثل عبادته. دلتنگش میشی. وقتی مشغولشی خودت رو فراموشی میکنی و غرق در زیباییها میشی. یجور تمرکز عمیق.
خط، رقص مجسم هست. فرمها و هماهنگیها و نظمها و تناسبها، اوج زیبایی است. خط، شبیه موسیقی است با این تفاوت که در موسیقی، در لحظه فقط میتونی چند نت محدود رو بشنوی، ولی در خطاطی عنصر زمان کمتر مطرحه و هر لحظه با چشمت میتونی به کل کار احاطه داشته باشی.
و نستعلیق به نظر بسیاری از هنرمندان، عروس خطوط اسلامی است. نستعلیق، شاهکار ایرانیان است در مجسم کردن عشق و محبت و شاعرانگی!

چرا پس من با وجود عشق و علاقهی بسیار به شعر ایرانی در دو بازهای از زندگی که تلاش کردم، نتونستم ادامه بدم نستعلیق رو؟ هی حسرتش میمونه رو دلم
چقدر خوب نوشتین