هر شب برنامهای در سیما پخش میشه که یجور جشن مذهبیه. کف و دست و شادی... چار پنجتا مرد گنده نشستن قهقهه میزنن. انگار تو این کشور نیستن که چندروز پیش بیش از ۳۰۰۰ کشته داده!
- ۳ نظر
- ۰۹ بهمن ۰۴ ، ۲۲:۲۷
هر شب برنامهای در سیما پخش میشه که یجور جشن مذهبیه. کف و دست و شادی... چار پنجتا مرد گنده نشستن قهقهه میزنن. انگار تو این کشور نیستن که چندروز پیش بیش از ۳۰۰۰ کشته داده!
آخر آذر، قبض گازمون خیلی زیاد شد نزدیک ۱میلیون؛ درحالیکه آذر پارسال ۹۵ تومن شده بود. رفتم شرکت گاز ولی چارتا کارمند نادونتر از خودم بودن که هِر رو از بِر تشخیص نمیدادن، چه رسد که بخوان توضیح بدن مبلغ چجوری محاسبه شده. فقط چندبار گفتن «برو خدارو شکر کن ۲میلیون نشده»... خیلی صبوری کردم که بابت این مدل جواب، فحش ندم!
بهرحال آش کشک خاله بود و شوخی هم نداشت. قبض نجومی رو پرداخت کردم و نقرهداغ شدم؛ و ازونجایی که زورمون فقط بخودمون میرسه، سیاستهای مقاومتی و صرفهجویانهای رو طراحی و در خانه به اجرا گذاشتیم. 🤓
چند روز پیش آقای گازی اومد کنتور رو دید. معمولا فردای بازدیدش، پیامک میاد. کنجکاو بودم که صرفهجوییها چقدر موثر بوده. پیام قبض که رسید، با کمال تعجب دیدم مبلغش صفر هست و ۲۰۰ تومن هم طلبکاریم! واضحه که یا اشتباه بزرگی در محاسبات قبلی رخ داده، یا نخواستن با مبالغ مشعشع، مردم رو خشمگینتر کنن.
بهرحال بازم مبلغ بالاییه؛ یعنی حدود ۴۰۰ تومن برای ماه سرد. گویی به مرگْ گرفتن تا به تبْ راضی بشیم!
با دوستی درباره معضلات فرهنگی صحبت میکردیم. تلویزیون روشن بود و شعر جعلی محمود کریمی از سیما پخش میشد. حالم بهم ریخت!
خیلی متعجبم. آیا هیچ آدم عاقلی میره رو دیوار بنای تاریخی، شعار بنویسه؟ اگر کسی مثلا اسپری برداره و روی سی و سه پل بنویسه «الله اکبر»، کسی به محتوای شعار توجه میکنه؟ کسی تشویق میکنه؟ نه! احتمالا همه میگن نویسندۀ شعار، آدم ناقص العقله!
جنابان مدیران کمهوش!
حالا هم که بر مردم منت نهادید و سرود «ای ایران» مرحوم نوری رو برسمیت شناختید، کاش عاقل بودید و در شعرش دست نمیبردید. همون نسخه اصلی رو پخش میکردید.
باور کنید مداح نمیتونه چاره ساز فرهنگ باشه. مدیریت فرهنگیْ علمه، کتاب داره، پژوهش داره، سیاستگذاری داره. سرود «ای ایران» یه اثر ملیه. حیثیت تاریخی داره. متنش هیچ مشکلی نداشت که سپردید به مداح سلبریتی عوضش کنه. واقعا چرا با اعصاب مخاطب بازی میکنید؟!
ایران
آواز محمد نوری
شعر تورج نگهبان
آهنگ محمد سریر
در روح و جان من، میمانی ای وطن
به زیر پا فتد آن دلی، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی، ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو، همه جهان نیرزد
ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران
بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرینترین رویای من تو بمان
در دل و جان
ای ایران ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان
جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان
تو بمان
سبزی صد چمن، سرخی خون من
سپیدی طلوع سحر، به پرچمت نشسته
شرح این عاشقی، ننشیند در سخن
بمان که تا ابد هستیام، به هستی تو بسته
درک و شناخت پروردگار برای انسان مقدور نیست. ولی اگر بخواهیم بهترین مفهوم رو برای تصور خداوند در نظر بگیریم، دو آیۀ زیر کمک خوبی میکنند:
یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط
(مائده - ۸)
یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله
(نساء - ۱۳۵)
نکتۀ جالب اینه که لفظ مقدس الله با مفهوم قسطْ جایگزین و همطراز شده. یعنی نزدیکترین توصیف از خداوند، قسط یا همون عدالت هست!
- - - - - - - - - - - - -
خوبه با خودمون فکر کنیم که در چهار دهۀ اخیر، چقدر به عدالت نزدیک شدهایم؟ و در جهت گیریمون بسمت آینده، عدالت چه جایگاهی داره؟