از هر دری
• چند روزه مساجد نزدیکمون فعالترند و سحرها هم اذان پخش میکنند. شاید از وقتی رسم زشت مسجدسوزی رخ داده... الان صدای چند اذان متفاوت در هم پیچیده، اما تو تاریکی صبح، هر نغمهای نمیچسبه؛ بعضیهاش بدرد ظهر میخوره. اگر شانس باهام همراه باشه و سحرْ اذان ابوزید رو بشنوم، مخصوصا اگر شروع شاهکارش حذف نشده باشه، حس میکنم اونروز خوشبختم.
• کسی از رضا امیرخانی خبری داره؟ کاش بهوش اومده باشه.
• «پیچک سربه هوا» یه وبلاگ جالب بود در بلاگفای دهه هشتاد. بنظرم بعدنا دامین اختصاصی ثبت کرد. بعد مدتی دیگه ننوشت و منم فراموشش کرده بودم. امشب تو بیان، دیدم کسی بهش لینک داده، به آدرس بلاگفاش... جالب بود!
• چند نفر از دوستان وبلاگی هستن که دیگه نمینویسن، اما هنوز گاهی به وبلاگاشون سر میزنم. سال ۹۶ و ۹۷ که تازه بیان رو کشف کرده بودم، فعال بودن و میخوندمشون. دیشب داشتم مطالبشون رو مرور میکردم: مثلا کتاب ۵ تومنی که الان زیر ۲۰۰ نیست، پرس غذا ۲۰ تومنی که الان زیر ۳۰۰ نیست، سفرهایی که با خرج کم مقدور بود و الان برای خیلیهامون رویاییه... انگار اون روزا ۲۰ سال پیش بوده، نه هفت هشت سال!
• این چندروز «ایاک و الدما» مثل متّه تو سرمه و حالم خرابه. کاش کسی بیاد بگه نگران نباشید آمارها دروغه. خدایا شکایتها رو فقط به نزد خودت میارم. خودت نگهدار این سرزمین باش و مصالح مردمش رو مقدر بفرما.
سحر به بوی نسیمت بمژده جان سپرم
اگر امـان دهد امشب فـراق تا سحـرم
چو بگذری قدمی بر دوچشم من بگذار
قیاس کن که منـت از شمار خـاک درم
ادیب پیشاوری

من فکر میکردم این فقط خودمم که همیشه احساس میکنم بعضی از اذون ها برای ظهر قشنگن و بعضیاش توو مغرب قشنگه و ...
برام جالب بود دیدم فقط خودم نیستم!
مثلا من مغرب اگر دم اذان تلویزیون روشن باشه فقط کانال به کانال میکنم برسم به اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی.دم ظهر مثلا صدایی رو دوست دارم که منو یاد بچگیام میندازه . الان یادم نیست صدای کی ولی مثلا میگردم صدای اون فرد...
به قولی اگر اصحاب کهف هم بودیم آنقدر نباید شاهد افزایش قیمت ها میبودیم!