خودپرستی یا عشق
عاشقانه ترانۀ کمتر مسموع از علیرضا عصار را اولین بار سال ۷۷ از رادیو شنیدم. گویا به سفارش صداسیما بوده، چون بعدها در هیچ آلبومی منتشر نشد و سالها خمار دوباره شنیدنش ماندم.
آهنگسازی کار را بسیار میپسندم، اثر علی بکان. بعدا چند کار دیگرش را شنیدم و دوست داشتم. شاعر کار هم علی معلم دامغانی است. با کلامی مثل همیشه نافذ!
پیش رو مه نیست، هاله ست از نور
آن روزها که یکسالی از دولت هفتم میگذشت، به اصلاح ساختاری میاندیشیدیم که بزعم مردم، منحرف شده بود اما فاسد نبود. ساختاری که صدچمن خون برایش داده شده بود و قرار بود روز بروز مستحکمتر باشد...
عاشق آیینۀ داغ است امروز
ترانه را میشنوم و بر عمر رفته و خوش خیالی آن روزگارمان تلخند میزنم. ساده اندیش بودیم و آینده را روشن میدیدیم. البته که آینده روشن است، ولی شاید نه به عمر ما. مسیر سخت است و سختتر هم میشود. عاشقان وطن کجایید؟ روشنی آینده، بر دوش فداکار شماست.
پ.ن
خبر آمد که رضا رویگری به رحمت خدا رفته. روحش شاد...
این روزها که ایران، هدف رگبار مسلسلهاست؛ ایکاش در آغوش خدا هم باشد. به برکت مردمان روشنضمیر و وطندوست و خداترس ایرانی.
خیلی دوسش میدارم.اسم اهنگ چیه؟