حمیدنامه

سلام خوش آمدید

حج در ترکستان!

دوشنبه, ۷ بهمن ۱۴۰۴

روزهای سختی است. ایدئولوژی حقیقت از یکسو و واقعیت زندگی از دیگرسو، به تقابل نهایی نزدیک می‌شوند. دوگانه‌ای از جنس دیروز و امروز، خواب و بیداری، مرگ و زندگی... اینجایی که هستیم، بهترین معیار برای بازبینی مسیری است که آمده‌ایم: شاخص صداقت روی چه نمره‌ای است؟ همزیستی در چه وضعی است؟ نان فراوان است؟ به سر عشق چه آمد؟ چرا حتی طبیعت از ما رو برگردانده؟

آنانی که عقل کل بودند، سالها وقت داشتند در شناخت و برسمیت شناختن واقعیت، اما غفلت کردند. به نقل دلخوش کردند؛ تعجیل در فرج، از جایگاه آرزو خارج و به رهیافت‌شان تبدیل شد؛ توهم برداشتند که امامند و بدون اتصال به غیب، می‌توانند حکومت مومنانه برپادارند؛ اقتصاد را قربانی و شهادت را هدف معرفی کردند... غافل از آنکه هدف اصلی حکومت، برپایی عدالت است. اصلی‌ترین شاخص و معیاری که هرچقدر از آن دور باشی از خدا دور شده‌ای. ذکر گفتن و تسبیح چرخاندن هم درمانی بدست نخواهد داد و جز نقشی بر ایوان عبرت‌ها نخواهد گذاشت.

اما قدرت زندگی، شوخی ندارد و بقولی: راه حقیقت از واقعیت می‌گذرد. رشدْ زوری نیست، کاتالیزور بردار هم. همانگونه که سنت الهی بر تدریج است، به زور تبلیغ و تکرارْ نمی‌توان ایمان تولید کرد. تنها حاصل آن می‌شود تئاتر ایمان، با بازیگرانی بشرط مزد!

اما نگرانی اصلی‌ام؟ جانها و اموالی است که در تقابل نهایی قربانی خواهد شد. کاش آنها که در مسندند، در روزهایی که به سرعت طی می‌شود، دست از نجات خداوند! بردارند و به فکر انسانهای گوشت و خون‌دار باشند. کاش تا وقت هست (هست؟) بی‌خیال آسمان شوند و به زمین بازگردند!

تامل

نظرات (۱۵)

  • هانیه معینیان
  • واقعیتش متن مشوشی بود با اطلاعاتی برآمده از توهم  که ادعای واقعیت بودن داشت

    بالاخره حقیقت یا واقعیت؟!

    حالا چه کسی ادعاهای متن را قرار است ثابت کند؟!!! 

    پاسخ:
    خلاصه حرف اینه که حقیقت نمی‌تونه مستقل از واقعیت تصور بشه. اگر حقیقت رو دستوری و اعتقادی بفهمیمم، واقعیتِ زندگی مارو بیدار می‌کنه!
    تمایل قلبیم اینه که ادعاهای متن غلط باشه. اما بهرحال بخش مهمش در نظرسنجیها هست و بخشیش هم در گذر زمان معلوم می‌شه. همونطور که سالها درباره مسیر غلط و خطرناک رسانه ملی گفتیم، و بدبختانه اتفاقات دیماه درستی اون نگرانیها رو نشون داد!
  • هانیه معینیان
  • نظرسنجی چیه برادر من؟!

    شما دارید از اصول حرف می‌زنید. چه کسی مدعی بوده حکومت امام زمان دارد می‌سازد؟! چه کسی خودش را امام میداند؟ چه کسی اقتصاد را قربانی کرده؟ کی شهادت را هدف می‌داند؟ چه کسی با زور کسی را می‌خواسته به بهشت ببرد؟ چه کسی نگاهش فقط به آسمان است؟!

    پاسخ:
    ممنون از سوالات خوب

    چه کسی خودش را امام می‌داند؟
    ۱. این جمله مرحوم خمینی خیلی مهمه: ولایت فقیه, امتداد ولایت رسول الله است.
    ۲. صحبتهای منبری‌های طرفدار حکومت رو اگر تحلیل محتوا کنید، سرشار است از تطبیق حکومت ما و امام علی. فحوای حرفشون معمولا اینه: ما فلانیم همانطور که امام علی هم فلان بود. (بجای فلان، انواع گزاره‌ها گذاشته می‌شه).
    ۳. در سطح خواص و رسانه رسمی، تعبیر «ولی‌امر مسلمین» زیاد بکار می‌ره و در اجتماعات شعارهایی مثل «ولایتش ولایت حیدر است».

    چه کسی اقتصاد را قربانی کرده؟
    نمی‌شه فرد خاصی رو بعنوان تنها مقصر معرفی کرد، اما وقتی خط قرمزی وجود نداشته باشه که سیاستها در چه صورت تغییر خواهد کرد، و هیچ میزان از سقوط اقتصادی منجر به تغییر رویکردها نمی‌شه، بنظرم می‌شه گفت اقتصاد قربانی شده.

    کی شهادت را هدف می‌داند؟
    در ایدئولوژی رسمی که مرتبا تبلیغ می‌شه، شهادتْ گویی هدف زندگی است. البته شهادت بمعنای فداکردن جان در راه ارمانهای رسمی. انگار توقع حکومت از بهترین جوانان و طرفدارانش، حرکت بسوی چنین مرگی است.

    چه کسی بازور خواسته به بهشت ببرد؟
    همان کسی که بخاطر ترک حجاب، ساچمه به چشم معترض می‌زند. هنوز هم دست از لوایح تنبیهی برای بیحجابی برنداشته!

    چه کسی نگاهش فقط به آسمان است؟
    همان کسانی که خط قرمزی در مصرف منابع و از بین رفتن زندگی و جان افراد در راه رسیدن به تمدن مدنظر را ندارند.

    اما جایگاه نظرسنجی کجاست؟
    اینکه جوابهای بالا چقدر درسته، با نظرسنجی معلوم می‌شه. که چه تعداد از افراد این توصیف‌ها رو می‌پسندند و تفسیر درستی از وضعیت می‌دونند.

    باز هم حرفهای مفت و دهن پرکن و خوش رنگ و لعاب که ممکنه یک عده جوون دنیا ندیده رو فقط راضی کنه و به تلاطم در بیاره. حقیقت جهانیست که در اخرت از زخم زدن بر فقرا ساخته اند. یا از دستی است که با انفاق و بخشش ناامید برنگشته اند .چون قارون و موسی ع پیامبر و ابوسفیان، یزید و حسین ع همه رفتند .حقیقت کیفیت چگونه ماندن است. چگونه از قدرت و ثروت توشه گرفتن است. و راضی بودن از خداست.

    ادیان الهی همه واقعیاتی هستند که پرده از حقیقت جهان اخرت برمیدارند. ان هم نه فقط با ادعا که با آباد کردن دنیا از راه عشق ورزی و قناعت. 

    پاسخ:
    متشکرم که خوندید.
    حرف منم تلویحا همینه. ایدئولوژی حاکم، معیارش آخرته نه زندگی. وضعیت امروزمون هم حاصل همین‌ نگاهه.
  • هانیه معینیان
  • سلامت باشید 

    ۱) تعریف امام به معنای امام معصوم با تعریف ولایت فقیه کاملا متفاوت است. اینکه امام خمینی گفتند امتداد ولایت رسول‌الله یعنی همانطور که پیامبر تشکیل حکومت داده‌اند ما هم تشکیل حکومت میدهیم. بحث بر سر حکومت و حکمرانی است. برای توضیح بیشتر حتما کتاب ولایت فقیه امام را بخوانید. 

    ۲) در مورد اقتصاد به نظرم حرفهای پروفسور جفری ساکس رو بخوانید. ایشان معتقدند که تحریم های فلج کننده اقتصاد ایران را به اینجا رسانده. البته من دلایل دیگر مثل ناکارآمدی بعضی مسئولین را هم اطمینان دارم که وجود دارد 

    ۳)خیر. عدم نگاه جامع به اسلام ممکن است آدم را به خطا ببرد. من تحلیل محتوایی از حاکمیت ندارم که بدانم چقدر راجع به شهادت حرف زده ولی میدانم نه نظر امام و نه نظر رهبری و نه نظر اسلام این نیست‌. شهادت هدف نیست‌. شهادت نتیجه یک زندگی هدفمند و اسلامی است. 

     

    ۴)اگر مامور جمهوری اسلامی فقط به خاطر یک اعتراض ساچمه بزند گناه بزرگی انجام داده ولی اگر اعتراض به اغتشاش رسیده باشد احتمال خطا و سوختن تر و خشک می‌رود. در ضمن هر حکومتی ایدئولوژی و خط قرمز و قانون دارد لذا برای حفظ آن تلاش میکند‌‌. قانون حجاب به معنی به زور بردن بهشت نیست به معنی نظام مند کردن جامعه است. در واقع حجاب چون امری اجتماعی است قانون بر آن بار میشود ولی اگر فردی در خانه خودش بی حجاب شود قانونی برای آن در جمهوری اسلامی وجود ندارد. پس کسی به زور نمی‌خواهد کسی را به بهشت ببرد 

    ۵) نیاز به توضیح بیشتر دارد. چون متاسفانه متوجه منظورتان نشدم‌

     

    ۶) برادر بزرگوار اینکه در اذهان آدمیان چه می گذرد دلیل بر درستی یا نادرستی نیست. اینکه افراد زیادی یک طور فکر میکنند دلیل بر درستی نیست اینکه افراد کمی یک طور دیگری فکر میکنند هم دلیل نادرستی نیست‌. که اگر بود امام حسین به حق شهید شدند نه ناحق! 

     

    پاسخ:
    ممنونم از دقت و تایپ زیاد، اما بحثهای اینچنینی بارها و بارها مطرح شده و تا کنون هم ناتمام بوده. بنظرم نکنۀ مهمی که ریشه همه دعواهاست، این سواله: معیار حق، وحی است یا فهم انسان؟ تا این سوال حلاجی نشه، اختلافات پابرجاست.
    اگر معیار اسمان باشه، حتی اگر اقلیتی قدرت رو در دست داشته باشه، می‌تونه برای بقیه تصمیم بگیره، مخالف رو که دیگه منحرف از حق بحساب میاد محدود کنه، برسمیت نشناسه، خواسته‌هاشو نادیده بگیره، از رسانه رسمی حذفشون کنه، تنبیه‌شون کنه یا حتی از بین ببره.‌ بنظرم معیار حق بودن یک ساختار حکومتی، باید در نسبتی با میزان طرفداران سنجیده بشه‌ و طبعا حکومت باید در تغییر معیارها انعطاف پذیر باشه. 

    مورد ۶ هم بله هم نه. ما که معتقد به حقیقت اسمانی هستیم، حقیقت رو از طریق پیغمبر با امامی می‌فهمیم که با غیب مرتبط باشه. در نبود ایشان، «چاره‌ای» نیست جز رجوع به ارای عمومی... این موضوع چیز عجیبی نیست. اتفاقا نگاه مرحوم خمینی در برخی سخنرانیها، به این موضع نزدیکه. اینکه «ملت حق داره مسیر مدنظرش رو انتخاب کنه حتی اگر اشتباه کنه. فقها، نهایتا وکیل مردمند نه ولی مردم.» (سخنرانی در جمع فقهای شورای نگهبان، وقتی هنوز ایشون در قم بود) 
    اما نگاه فعلی، از نگاه مرحوم خمینی دور شده و میل و توقعش، اطاعت هست. بقول خودش ریل‌گذاری می‌کنه!

    احسنت بر شما

    چقدر حرفاتون حرف دلم من هم بود.

    چقدر لذت بردم از پاسخ هاتون به کامنت ها که نشانه ی درایت و اطلاعات خوبتون هست.

    نمی‌دونم بعضی ها کجا سیر میکنن که این مدل کامنت هارو می‌ذارن! خوبه که صبورید در برابرشان!

    پاسخ:
    شما محبت دارید. خیلی ممنونم که خوندید.
    همه ما ایرانی هستیم و باید بتونیم با هم حرف بزنیم و همو درک کنیم. اگرچه تفاوتها بالاخره هست.
  • هانیه معینیان
  • جناب حمید بیاید مرا بزنید! آخر تا به کجا آنقدر صبوری؟!!! :) دیکتاتوری بعضی‌ها واقعا نوبر است...

     

    سلامت باشید من پایه همه بحث‌های مودبانه هستم. معیار حق بودن در وحی است. ولی آیا میتوان بدون عقل به فهمی از وحی رسید؟!!

    یعنی مشکل حکومت دینی هست؟! یعنی هر حکومتی غیر از حکومت دینی، حکومتی هست که اقلیت در آن حکومت نمیکنند؟! پس مردم مینیاپولیس الان وسط خیابان چکار میکنند؟! جلیقه زردها در فرانسه چیکار میکردند؟! 

    وقتی معیار را اکثریت بگیرید به جای خوبی نمی‌رسید. یکبار دیگر هم میگویم اگر اکثریت ملاک حق و حقیقت  بودند الان امام حسین به درستی و به حق کشته شد.

     

     

    اتفاقا حکومت حتی حکومت ائمه بر اساس مردم پایه ریزی شد به همین خاطر امام علی ۲۵ سال سکوت کردند و فقط پنج سال حاکم بودند. و اتفاقا حکومت جمهوری اسلامی را هم اکثریت فریبا به اتفاق مردم انتخاب کردند یعنی ۹۸ درصد‌. و باز اینکه امام خمینی بیشتر از چیزی که میگویید سمت مردم است. امام، مردم را رکن حکومت میداند. سخنان امام در مورد مردم را دموکراتترین فرد جهان هم پیدا کنید نزده است. اصلا نوع نگاه رعیت و ارباب را امام به خدمتگزار بودن برای ارباب( مردم) عوض کرد.

    و آیا جمهوری اسلامی خطا نداشته؟ بسیار داشته. یکی از مهمترین هایش اینکه نتوانسته به درستی حرف مردم را بشنود یا سازوکاری برای اعتراض بگذارد 

    پاسخ:
    بنده معتقد نیستم که صبورم، البته تلاشم رو می‌کنم. همچنین از متانت و ادب شما بسیار متشکرم.

    ممنونم از همراهی‌تون. شاید مشکل در حکومت دینی فعلی است، شاید حکومت دینی با شکل دیگری هم ممکن باشد.

    بگذارید مثالی بزنم. مردمی که قراره مسیر سختی بپیمایند، باید توجیه باشند که لزوم این سختی چیست. چرا این مسیر بله؟ چرا مسیر دیگر نه؟ سختیِ مذکور چه عقلانی باشد ولی بخوبی تبیین نشود، چه عقلانی نباشد، نتیجه یکی است: عدم همراهی... و چارۀ عدم همراهی، داغ و درفش نیست؛ شاید توقف موقتی مسیر باشد.

    اکثریت قریبا به اتفاق، همیشه باید سنجیده شوند. اینکه پنجاه سال پیش ساختاری طراحی شد، نباید دستاویزی باشد بر الزام اینکه نسلهای بعد هم به همان ساختار تمکین کنند. بنظرم معنای انقلابی بودن یعنی این، یعنی تداوم روح انقلاب، یعنی تبعیت حکومت از اکثریت. نه باقی ماندنِ بزرگداشت‌گونه در اتفاقی که سال ۵۷ رخ داده.
    نمی‌دانم پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ۱۴۰۲ را دیده‌اید یانه. اگر نظر مردم در مورد نوع حکومت برامون مهم هست، این نظرسنجی جای تامل بسیار داره!

    سلمنا. پس یک نقطه اشتراک خوب داریم. 👌
  • هانیه معینیان
  • سلامت باشید. من هم واقعا سپاسگزارم از شما. در این دوره زمانه امکان گفتگو کردن خیلی کم شده!

    حکومت امام علی چطوره؟ امام علی را چه کسی کشت؟ جز مخالفان حکومتش؟ امام علی با چه کسانی جنگید؟ مگر غیر از خوارج و یاران معاویه با کسی جنگید؟ این دو هم که میگفتند حکومت تو ناحق است.

     

    آفرین. باید توجیه باشند. و این یکی از بانک‌های جمهوری اسلامی است که نتوانسته خوب تبیین کند و بشناساند خودش را. 

     

    خب شما میگویید حکومت باید عوض شود؟ چطور عوض شود؟ اصلا بر اساس علوم سیاسی یک حکومت چطور تغییر می‌کند؟ آیا حکومتی در دنیا وجود داشته یا دارد که ناراضی نداشته باشد؟ ( جدا از اینکه آیا ناراضی نداشتن دلیلی بر حق بودن است یا نه) آیا حکومتی وجود داشته که در برابر نارضایتی مردم خودش خودش را ساقط کند؟ به نظر شما راه درست چیست؟ 

     

    گمان کنم قبلا دیدم. ولی اگر لینکش را دارید لطف میکنید برایم بفرستید. 

    پاسخ:
    نظر شخص من رو بخواهید، حق رو در علی مجسم می‌بینم. اما سوالتون رو متوجه نشدم... بله دیگران علی رو ناحق می‌دونستن.

     الان وقت تغییرات ساختاری نیست. ولی اگر حکومت خیلی سفت باشه، ممکنه بشکنه. حتما باید ازین شکست دوری کرد. پس خوبه که در مواردی تجدید نظر بشه:
    • واجب‌ترین اشکال، وضعیت اقتصاد است. بودجه کشور نباید مثل قبل تقسیم شود. بودجه موسسات و نهادهای مفتخور باید قطع شوند. این موضوع بلحاظ رقم، بالا نیست ولی بلحاظ معنا، قوی و موثر است.. موسسات حکومتیِ غیردولتی که بخشهایی از ثروت مردم رو در کنترل دارند، باید به کمک دولت بیایند. نمیشه در ایام سختی، مسئولیتی به عهده نگیرند.
    • برسمیت شمردن همه مردم در رسانه ملی؛ که شاید اهمیتش همطراز با مورد قبل باشه. انحصار در رسانه، سم مهلکیست که باید برطرف شود. رسانه از جیب همه اداره می‌شود، پس به تحول اساسی نیاز دارد.
    • ازاد کردن بعضی زندانیان سیاسی که جرمشان نقادی است، پیام خوبی به مردم خواهد رساند.
    ...
    اینها پیشنهاد بود. ولی قدر مسلم اینه که تا حکومت چند قدم به سمت تغییر و شنیدن صدای معترضان برندارد، امید معجزی نخواهد رفت!

    در مورد پیمایش هم چشم اگر دسترسی به سایتها برقرار بشه، تقدیم می‌کنم.
  • ابوالفضل ...
  • این کامنت دونی چقدر بوی گند استفراغ گرفته!

    جماعت خونشور هرچی به خوردشون می‌دن رو درجا میان پای پست مردم بالا میارن...

     

    پاسخ:
    بنظرم باید گفتگو کرد. پس بهتره از برچسب زدن به هم دوری کنیم و حرفها و ایده‌ها رو نقد کنیم. 
  • ابوالفضل ...
  • کسی اگر می‌خواست بفهمه تا حالا فهمیده بود، که به قول معروف اونی که خودش رو به خواب زده رو نمی‌شه بیدار کرد... 

    خیلی وقته از زمان گفت‌و‌گو گذشته‌ با این حجم از خون ریخته شده و ابن حجم از پروپاگاندا و فضای سمی...

    به نظرم زمانی می‌شه مجدد نشست پای صحبت و گفت‌و‌گو که این وضعیت یک طرفه و جو سمی تموم بشه...

    پاسخ:
    ممنونم از توجهت. می‌دونم که این صحبتها آزارت می‌ده برادر. ولی اگر حوصله داشتی، لطفا پیشنهاد هم بده‌. اینکه افرادی همفکر باشما، کاری از دستشون برمیاد که تنشها و آشوبها کمتر بشه؟ اگر بله، چکار باید بکنند؟
  • ابوالفضل ...
  • بله، الان وقت جراحیه و دیگه برای هر نوع درمان دیگه‌ای دیر شده.

    باید شرایط رو فعلا مساعد جراحی کرد تا بیمار از دست نرفته...

    بعدا می‌شه توی دوران نقاهت یا بعد سرپاشدنش یک عالمه حرف زد.

    پاسخ:
    متشکرم. ایشالا همه چیز بهتر بشه.
  • هانیه معینیان
  • جدا از اینکه برای چندمین باره دارم ادبیاتی رو میبینم که ادعای دموکراسی دارد ولی خودش رفتار دیکتاتورانه دارد :) و جالبتر اینکه تقریبا هیچ کدامشان تا به حال نشده در گفتگو یک پاسخ منطقی بدهند فقط فحاشی و برچسب 

    باید بگویم که 

    اولا یادم رفت بگویم که نشنیدن صدای معترضان با داغ و درفش زدن متفاوته. من قبول دارم که حاکمیت باید گوش شنوا داشته باشد ولی اگر منظورتون از اعتراض، همان قمه به دستان و آنهایی ست که به آتش کشیدند و سوزاندند که فکر نمیکنم هیچ پلیسی به اندازه پلیس ما کشته داده باشه به این خاطر که مردم آسیب نبینند و فضا آرام شود. پلیس آمربکا سالانه بیش از هزار نفر را میکشد مردمی که سلاح ندارند.

    میخواهم بدانم شما به عنوان یک پلیس وقتی یک نفر با قمه سمتتان بیاید چیکار میکنید؟ گفتگو؟ 

    اگه هم منظور آن آقای نامحترم از جراحی تغییر حکومت است دیدیم که با جراحی که در سوریه اتفاق افتاد چطور نشستند و دور هم صحبت کردند!!!! 

     

    منظورم از حکومت حضرت علی این بود که حتی حکومت امام معصوم هم نارضایتی داشت، مسئول نالایق داشت و جنگ داشت. و اصلا این سنت الهی است تا انشالله قیام مهدی(ص)

     

    نکته دوم من مبنا و اساس جمهوری اسلامی را قبول دارم ولی اگر بخواهیم در مورد اشتباهات و نقدهای حاکمیت صحبت کنیم چه بسا من بیشتر از شما حرف داشته باشم.

    پاسخ:
    لطفا گفتگوی دونفره نکنید. با بنده گفتگو کنید...

    ممنون که باب گفتگو‌ می‌گشایید. بنده درباره نیت خودم می‌تونم اینو بگم که هدفم حفظ حکومت هست. اگر نقدی می‌کنم، اصلاحگرانه است و دغدغه م رضایت مردمه. هدف وبلاگیم هم نزدیک کردن اذهان دور از هم، بواسطه گفتگو هست.

    در مورد حضرت علی، درسته. مخالف داشتند. ولی واقعا سیره ایشون درس اموزه؛ که فرد معصوم، چطور خودش رو همطراز بقیه می‌کرد و پاسخگو بود و توقع اطاعتِ اعتقادی نداشت. اطاعت رو در چارچوب خلیفه بودنش طلب می‌کرد، نه امامتش... اما تئوری امروزین ما گویی در یه جاهایی از مردم، نسبت امام و ماموم رو طلب می‌کند. 🤦
  • ابوالفضل ...
  • خانم محترم!!! کاش به نظر اکثریت احترام بگذارید حتی اگر به زعم شما دارتد اشتباه می‌گن و به زور داغ و درفش نخواین هدایتشون کنید! به گمانم سیره ائمه هم همین بوده نه؟ 

    پاسخ:
    لطفا گفتگوی دونفره نکنید. با بنده صحبت کنید.

    بحثهای مدنظر رو باید دقیقتر و مصداقی‌تر پیش برد. ترجیحا بدون ناراحتی از همدیگه. ماها نماینده جریان خاصی نیستیم. شاید طرفدار ایده‌ای باشیم ولی عاملش نیستیم.
  • هانیه معینیان
  • با ضمن عذرخواهی از مدیر وبلاگ. چشم وارد گفتگوی دو نفره نمی‌شوم :) به همین خاطر به آن برادر ابوالفضل جواب نمیدهم.

     

    من واقعا برای نیت خیر شما از شما سپاسگزارم و قطعا شما را از امثال خودم بهتر و متقی‌تر میدانم. شاید من بلد نیستم درست حرفم را منتقل کنم درحالیکه کاملا با شما همراهم. 

     

    خدا میداند که من چقدر نقد دارم. ولی این را بگویم که بخشی از حرف شما نشئت گرفته از رفتار اشتباه یک عده بوده نه هدف حاکمیت. صدا و سیما یک نمونه فشل و داغونش 

    پاسخ:
    متشکرم و از حسن نظر شما سپاسگزارم. والا بنده که عددی نیستم. امیدوارم همه‌مون بتونیم بواسطه گفتگو، رشد کنیم...
    درسته. نیتها و عملها می‌تونه خیلی دور باشه
    می‌دونید خیلی دل آدم می‌سوزه. نقد به سیما خیلی قدیمیه ولی بیفایده بوده. تو جریانات اخیر، واقعا خودمم متعجبم. که رسانه می‌تونه به جایی برسه که بردش عملا به سمت صفر بره. اون هم رسانه‌ای که انقدر هزینه برده. 😵‍💫🤕
  • ابوالفضل ...
  • منم علاقه‌ای ندارم به این مدل گفت‌و‌گو. چون با توهین مورد خطاب قرار گرفتم جوابی دادم و...

    پاسخ:
    من ازت عذر می‌خوام اگر خطاب نامناسبی بهت شده. امیدوارم از نظراتت محروم نباشم.
  • هانیه معینیان
  • من به خاطر مدیر وبلاگ گفتم جواب نمیدهم وگرنه که کاملا مشخص است چه کسی به چه کسی توهین کرد و چه کسی باب توهین را باز کرد! 

    پاسخ:
    از رواداری شما تشکر می‌کنم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی