حمیدنامه

سلام خوش آمدید

رد تماسی که خوشحالم کرد

سه شنبه, ۲۴ دی ۱۴۰۴

دوستی دارم که مدتهاست رابطه‌مان قطع شده و ازو بی‌خبرم. حضرتشان از قضا ساکن شهری است که این روزها حسابی شلوغ بوده و چندین کشته و زخمی داشته. بعید نمی دانستم که این شبها بیرون رفته باشد و خدای نکرده آسیب دیده باشد. 
یادم آمد به آخرین مکالمه‌مان که با کلمات خوبی به پایان نرسید، ولی هرگز مهر و محبتش از دلم بیرون نرفته. دو دل بودم که تماس بگیرم یا نه. فارغ از دلخوری‌ها، حقیقتا دلتنگش بودم. دل به دریا زدم و دوبار تماس گرفتم و هردوبار سریعاً رد داد. البته خوشحال شدم که احتمالا حالش خوبست، اگرچه مایل به گفتگو نبود. اگر پیامک فعال بود، بهش می‌گفتم که چقدر بفکرش هستم.


امیدوارم دوستان و عزیزان شما نیز در سلامت کامل باشند و البته تماستان برقرار باشد.

رفاقت

نظرات (۵)

تجربه‌شو تو روابط دوستانه داشتم و خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

پاسخ:
بله خیلی... امیدوارم همه دوستان بریده، در سلامت باشند.
  • محسن مروتی
  • بلبل بالای صفحه جالب است . جاوااسکریپته ؟

    پاسخ:
    راستش قالب رو بشکل اماده در «بیان» انتخاب کردم و دقیق مطلع نیستم.

    برا منم حالت مشابه پیش اومد 

    زنگ زدم، رفتم پشت خطی 

    خیالم راحت شد حداقل زنده‌س فعلا

    پاسخ:
    منم خوشحالم که رد داد. اگر جواب نمی‌داد، دلم هزارراه می‌رفت!
    ولی اگر از نزدیک ببینمش، حتما کتکش می‌زنم. 😁
  • William Coleridge
  • خیلی شهامت می خواد توی اینجور مواقع زنگ زدن به اینجور آدما.

    و یه دل بزرگ...

    دمت گرم.

    پاسخ:
    از لطفت متشکرم ولی آدم باشهامتی نیستم. فقط دلتنگش بودم لعنتی رو. 😁

    بهو نگفته بودی این رفیقت کیه

    پاسخ:
    یه دوست قدیمی که یهو نگرانش شدم‌. آقای x

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی